پانوشت

دست نوشته های حسین نادری

خاطراتی که آدم هاش دیگه نیستن غم انگیزن؛ خاطراتی که آدم هاش هستند اما نه اون آدم قبلی، غم انگیزترن                      من همیشه از اشتباهات کسایی درس می گیرم که به توصیه های من عمل کردن.                      بعضیا برای هر راه حلی، یک مشکل سراغ دارن.                      برنده شدن توی بحث با یک آدم باهوش سخته ولی برنده شدن توی بحث با یه آدم احمق غیر ممکنه                      حس اون شب امتحانایی که می دونستی چه بخونی چه نخونی افتادی                      گونه ی نادری که وقتی به گذشتشون نگاه می کنن؛ آرزوی برگشت زمان برای عوض کردن تصمیماتشونو ندارن هیچ چیز نامتناهی وجود نداره. افتاد تو دور! :)

۴ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

به دنیای بزرگ تر ها خوش آمدید

به دنیای بزرگ تر ها خوش آمدید

دنیایی که در آن امیر از مرگ وبلاگش و حذف کردن همه ی آن خاطره ها یادداشت ها نظرها و احساسات بازه ای از عمرش سخن می گوید. وبلاگ امیر یک وبلاگ فقط نبود، یک فرهنگ بود؛ یک الگو بود برای نسل ما.

کاریه که نمیشه جلوشو گرفت ولی هر چیزی یه عمری داره، الان هم امیر تصمیمشو گرفته که عمر وبلاگش به سر رسیده؛ نمیشه متقاعدش کرد که باز هم بنویسه چون نوشتن یه چیز جوششیه نه کوششی و وقتی آدم حسشو نداشته باشه دیگه تمومه. یکم ناراحت شدم، ولی خب ناراحتی اصلی ام در بارهی تموم شدن قصه ی هر کدوم از ماهاست و ....


پی نوشت: این پست هنوز ناقص است، به زودی تکمیل می شود

۲ نظر

کاب خاب

خواب میدیدم خواب موندم بیدار شدم ساعتو چک کردم  دیدم ۱۲:۱۱ دقیقه بود، اعصابم خورد شد پاشدم از خواب دیدم ساعت واقعن ۱۲:۱۲ دقیقه اس. گرفتم دوباره خوابیدم. بعدش که بیدار شدم ساعت ۸:۳۲ بود. پشمام ریخته بود از این دو مرحله خواب! ایشالا آقا نولان از تشابهات خواب با واقعیت تو لایه های مختلف فیلم بسازه. منتظریم :)

دیروز هم داشتیم با بچه ها در مورد خواب حرف میزدیم که آیا میشه تو خوابت بری توی رویای یک نفر دیگه؟ مثلن یه دنیایی باشه که همه رویاها تو اون اتفاق میفتن بری خواب بقیه رو عوض کنی :) یاشار میگفت که قبلن تو خواباش اختیار داشته هرکاری کنه به این معنی که مثلن دست خودش بوده بره دزدی کنه بعد موقه فرار با شنل جادویی پرواز کنه هر چند دکتر بهش می گفته نشونه خوبی نیس و نباید دوباره اتفاق بیفته ولی خب خیلی جالب شد:)

ولی هنوز سوال اصلی به نظرم اینه که «چرا کل این دنیایی که توشیم یه رویا نیس؟» هیچ جوابی نداریم. اصلن از کجا مطمعنیم ما توی واقعیتیم؟ البته اگه واقعیتی داشته باشه! شبیه اینه که بخوای با مرتبه از منطق ثابت کنی اون مرتبه تمامیت نداره. به نظرم نمیشه بفهمیم که تو خوابیم یا نه تا این که از خواب واقعی بیدار شیم! حالا این جاش خیلی بد نیست؛ اون تیکه اش بده که وقتی این رویا تموم میشه می فهمی تو نقش اصلی این رویا نبودی و یکی از بازیگرای رویای یک فرد دیگه بودی. خیلی ناراحت کننده اس که می فهمی که فیک بودی :( هر کسی تحملشو نداره!

 کاش روزی علم به جایی برسه که بتونه رویا دیدن رو شبیه سازی کنه. بعد مثلن می تونی مشخص کنی تو خوابت چه انتخاب ها و هدف هایی داره و ببینی که عاقبت کارت به کجا می رسه؟ یه جوری آزمایش کنی سرنوشتتو که دیگه نیازی به زندگی کردن نداشته باشی :) یه تعوری دیگه هم که داشتیم این بود که همونجور که بشر داره از موجودات و ساخته های خودش کمک می گیره تا جواب یک سوال رو به صورت طبیعی مشاهده کنه به جای این که به دست بیاره، کل بشریت و این دنیا هم قراره یک مساله رو حل کنه. شبیه یه کامپیوتر زیستی یا کوانتومی. کلن این دنیایی که توشیم یه شبیه سازیه، حالا اون مساله هم می تونه سرنوشت بشریت باشه یا هر چیز دیگه! یا شاید هم این باشه که آیا بشر می تونه بفهمه کل این دنیا یک خوابه یا نه و از خواب بیدار شه؟ من اسمشو میذارم مساله اصلی تصمیم گیری :)

پانوشت یکم: سرچ کردم دیدم همچین پدیده ای صفحه ویکیپدیا داره اسمش هم False awakening عه.
پی نوشت دومی: با خبر شدیم مصطفا هم یه چیزی شبیه اینو تجربه کرد بود به این صورت که تو خوابش فهمیده بود خوابه ولی هنوز کنترل حرکات خودش رو داشته. ولی چیزی که مونده اینه که ایا کسی توانایی ساخت دنیای خوابش رو داره یا نه؟ ینی می تونه اتفاقات رو اونجور که دلش می خواد جلو ببره یا این که فقط کنترل اراده خودشو داشته باشه.
۱ نظر

چند تا عکس هم بذاریم وبلاگ خشک نشه :))


جاده چالوس - داداش

خودم - داداش

جاده مه آلود - خودم

جنگل در ابر - خودم


۱ نظر

۱۷مین کارسوق

به نام او

خب مرحله یک کارسوق امسال هم گذشت و یه سری سوال با آرین(تاجمیر) نوشتیم، هرچند اصلن خودمون راضی نبودیم که این جوری باشه ولی مجبور بودیم با این قالب ۴ تا کوتاه پاسخ و یه تشریحی کار کنیم. اما خب به نسبت توی پراکنده کردن نمرات چیز بدی در نیومد. سوال یک رو توی یکی از شهرها بر خلاف بقیه که نمرات پخشی داشتن همه حل کرده بودن. سوال چهار رو هم با این که سوال آسونی بود ولی چون نقیض یه مقدار طبیعی رو تو صورت سوال خواسته بودیم تعداد خیلی کمتر از انتطاری حل کردن. دوباره امسال شاهد یه چیزایی مثه پست اندر عجایب یک حرکت که قبلن به بررسی تقلب پرداخته بودم وجود داشت، مثلن این که برگه های یکی از شهر ها نیمه ی اول برگه ها همه به یک سوال خاص پاسخ غلط داده بودن و از یک جایی به بعد همه جواب درست داده بودن، فک کنم ستونی نشسته بودن و هرکس جوابشو با نفر پشت سریش چک می کرده! بگذریم، اینم از مرحله یک نوبت دوم کارسوق امسال( دوره ۱۷ ام):

آزمون :: پاسخ

بدرود