پانوشت

دست نوشته های حسین نادری

خاطراتی که آدم هاش دیگه نیستن غم انگیزن؛ خاطراتی که آدم هاش هستند اما نه اون آدم قبلی، غم انگیزترن                      من همیشه از اشتباهات کسایی درس می گیرم که به توصیه های من عمل کردن.                      بعضیا برای هر راه حلی، یک مشکل سراغ دارن.                      برنده شدن توی بحث با یک آدم باهوش سخته ولی برنده شدن توی بحث با یه آدم احمق غیر ممکنه                      حس اون شب امتحانایی که می دونستی چه بخونی چه نخونی افتادی                      گونه ی نادری که وقتی به گذشتشون نگاه می کنن؛ آرزوی برگشت زمان برای عوض کردن تصمیماتشونو ندارن هیچ چیز نامتناهی وجود نداره. افتاد تو دور! :)

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کد» ثبت شده است

کلیدی بر آغاز یک همکاری علمی!

به نام دوست

هشدار: این پست حاوی چرندیات است.

امروز آخرین و بهترین میان ترم نیمسال دوم رو دادم (منطق ریاضی). اعصابم خورده از بس که ریاضی عمومی دو درس چرت و مزخرف و آشغالیه. منطق خیلی قشنگه فقط باید اولش یه ذره راه بیفتی . حتی اکیدن بهتر از ترکیبیاته. سوالای منطق همشون منطقی ان! البته این رو هم باید اشاره کنم که تقریبن بهترین استاد ایران و تی ای ها این ترم تدریس می کردن و این خودش خیلی مهم بود. بعد از امتحان نشستم این مقاله رو ویرایش و آماده کردم. قراره قسمت دومش رو اسماعیل بنویسه! مقاله در مورد صفحات تصویری و طراحی بلوکی عه.این هم شد یه همکاری علمی.

صفحات تصویری متناهی، بلوک ها، مربع های لاتین، کدها و چیز های ساختگی زیبای دیگر: قسمت اول

دیروز هم جشن ۵۰مین سالگرد دانشگاه بود و کلی آدم خفن اومده بودن دانشگاه. این دو تا طرح رو هم برای کانال شریف کلاب به مناسبت پنجاهمین سالگرد در عرض ۵ دقیقه زدم. 

جاوا بازی - OneMoreLine

این ترم برای پروژه ی مبانی قرار بود یه باری رو با جاوا بزنیم. اسم بازی هم OneMoreLine بود که من تا اون موقع بازی نکرده بودم و   حتی همین الانش هم نسخه ی اصلی رو بازی نکردم. فقط سر کلاس از دور دیده بودم حدودن چیه. بازیش این طوریه که یه توپی هست که با گرفتن یک دکمه  دور نزدیکترین مرکز نسبت به خودش می چرخه و با رها کردن دکمه روی خط راست به مسیر خودش ادامه می ده. همین جوری نشستم که بزنمش بعد برای نحوه ی حرکتش چن تا حالت مختلف در آوردم. اول اون چیزی رو که نسبتن شبیه بازی های موشکی آتاری بود، زدم. همچین الکی هم نبود ها! ریاضیات دبیرستان کلی به دردم خورد. حالا هی بگید اینا به درد چی می خورن! برای چرخش از ماتریس دوران و برای این که جهت ساعت یا پاد ساعتگرد رو تشخیص بدم از ضرب خطی بردار شعاع و بردار سرعت کمک گرفتم.بعد نشستم کاری کنم که برای چرخش، این طور نباشه که توپ دور مراکز بچرخه و کل مراکز دور توپ بچرخن. این جا بود که اومدم زمانی که توپ می چرخه نزدیک ترین نقطه بهش و نه یک مرکز ثابت رو دادم. بعد  نتیجه اش عملن این می شد که اگه دکمه رو همین طوری نگه داری یه پوش  از چند تا نقطه بهت می ده. (به احتمال خوبی پوش محدب)
این بازی به ظاهر ساده ارتباط خوبی با ریاضی دبیرستانی داشت. کلی کیف کردم :)
در ادامه چند تا عکس و دو نسخه از بازی رو می گذارم. پیشاپیش می گم که کدم کثیف و ناخواناترین کد ممکنه.

۱ نظر