پانوشت

دست نوشته های حسین نادری

خاطراتی که آدم هاش دیگه نیستن غم انگیزن؛ خاطراتی که آدم هاش هستند اما نه اون آدم قبلی، غم انگیزترن                      من همیشه از اشتباهات کسایی درس می گیرم که به توصیه های من عمل کردن.                      بعضیا برای هر راه حلی، یک مشکل سراغ دارن.                      برنده شدن توی بحث با یک آدم باهوش سخته ولی برنده شدن توی بحث با یه آدم احمق غیر ممکنه                      حس اون شب امتحانایی که می دونستی چه بخونی چه نخونی افتادی                      گونه ی نادری که وقتی به گذشتشون نگاه می کنن؛ آرزوی برگشت زمان برای عوض کردن تصمیماتشونو ندارن هیچ چیز نامتناهی وجود نداره. افتاد تو دور! :)

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رنگ آمیزی گراف» ثبت شده است

مرگ تدریجی یک فعالیت!

به نام او

بعد از کامل کردن مقاله مربوط به صفحه تصویری، رفتم سراع نوشته ی زیر رو که قبل تر شروع به ترجمه اش کرده بودم . اما چون فایل اصلی رو به خاطر یک کار احمقانه از دست داده بودم مجبور شدم از صفر شروع کنم هرچند کار زیادی نبود. اول مقاله به معرفی رابطه اویلر می پردازه، بخش بعدی به نامسطح بودن گراف ها و در بخش آخر هم به رنگ آمیزی گراف های مسطح. نوشته ی کوتاهیه ولی پرمغر. یه چیز دیگه اون هم این که دیگه خسته شدم و تقریبن دارم احساس می کنم که ترجمه و حروفچینی با تک کافیه و دیگه دارم برای این کار پیر می شم وقتشه که خودم رو از این صنعت دور کنم، تا بعدن چه شود!

گراف های مسطح

برای صفحه اول ای نوشته می خواستم یه عکسی رو انتخاب کنم که واقعن قشنگ و مرتبط با موضوع مقاله باشه. ولی خب یه اصلی که هست اینه که اگه یه عکس خیلی قشنگ باشه معمولن به کارتون نمیاد و به موضوع کارتون بی ربطه یا اگه هم مرتبط با موضوع باشه قشنگ نیست! یه چیزی مثل قضیه CAP! ولی خب این عکس برخلاف این قضیه عه! هم خود عکس قشنگه هم به مسطح بودن ربط داره و هم به رنگ آمیزی!

عید و هم چنین تعطیلی امروز رو بهتون تبریک می گم! طرح زیر رو چند سال پیش زده بودم، تو ویلاگ قبلی ام گذاشته بودم. امروز این جا هم آپلودش می کنم. خودم که خیلی ازش خوشم میاد!

 برای مشاهده ی عکس با سایز بزرگتر کلیک کنید.

پ.ن: راستی الان یه حضور دیگه در تلویزیون هم به Hall of Fame ام اضافه شد. بعله دیگه مشهور شدیم!

فعلن!

۱ نظر

سری سوالات نهم

به نام او
در اولین روز پس از تعطیلات سوالات سری نهم رو دارم آپلود می کنم، در حالی که وقتم با اوج کار مزخرف و سنگین که هیچ ایده ای در مورد چگونه انجام دادنش ندارم همراه با بی حوصلگی بیش از حد می گذره. با خودم می گم کاشکی کل طول ترم همش مثل اول ترم بود! کلی حرفای جالب اول ترم زده می شه و آدم کلی انگیزه برا کارای مختلف داره ولی بعد از مدتی همش می خشکه! حتی آدم نسبت به مبحثی هم که بهش علاقه داره بی تفاوت می شه. سخن رو کوتاه می کنم چون می دونم دارم بی راه می نویسم. یه چیزه دیگه ای هم که باید بهش اشاره کنم اینه که می خوام اینجا فقط برای قرار دادن سوال نباشه و یه روندی داشته باشم که  مداوم پست هایی مثل پست های کمی قدیمی تر همین بلاگ یا آبی که توش فیلم ها ، کتاب ها یا عکس های مورد علاقه  و خاطرات روزمره قرار داده می شه، بنویسم. مورد دیگه ای هم که هم که هست اینه که پست بدون عکس خیلی خشکه و با یه عکس خوب که حتی بی ربط هم باشه، مطلب جذاب، خواندنی و به یاد ماندنی می شه. بفرمایید این هم سری نهم.
یاحق!