پانوشت

دست نوشته های حسین نادری

خاطراتی که آدم هاش دیگه نیستن غم انگیزن؛ خاطراتی که آدم هاش هستند اما نه اون آدم قبلی، غم انگیزترن                      من همیشه از اشتباهات کسایی درس می گیرم که به توصیه های من عمل کردن.                      بعضیا برای هر راه حلی، یک مشکل سراغ دارن.                      برنده شدن توی بحث با یک آدم باهوش سخته ولی برنده شدن توی بحث با یه آدم احمق غیر ممکنه                      حس اون شب امتحانایی که می دونستی چه بخونی چه نخونی افتادی                      گونه ی نادری که وقتی به گذشتشون نگاه می کنن؛ آرزوی برگشت زمان برای عوض کردن تصمیماتشونو ندارن هیچ چیز نامتناهی وجود نداره. افتاد تو دور! :)

سری سوالات هفتم

یا لطیف!

سری سوالات هفتم رو بعد از مدتی توقف در کار بخاطر نگارش امید ریاضی امروز نوشتم. یه چیزی که مهمه و من این مدت اخیر به خوبی درک کردم اینه که حافظه انسان خیلی ضعیفه. منظورم اینه که اگه آدم راه حل یه مساله رو خودش بهش نرسه، بعدن خیلی زود یادش می ره. اما اگه خودش حل کنه ولی حتی دوبار هم به راه حل نگاه نکنه که یادش بمونه، اگه پس از یه مدتی بخواد روش یا یه سوال مشابهش فکر کنه یه روزنه ای تو ذهنش درست شده که می تونه  سریعتر اون مسیرو پیش بره. این چیزی که می گم رو من تا حالا توی این مدل هایی که برای یادگیری ماشین ارائه میشه ندیدم(البته خیلی اطلاعات کمی تو این زمینه دارم). خیلی از مدل ها کلی از حافظه استفاده می کنن و شیوه ای که برای استنتاج استفاده می کنن یه چیز قیاسیه ولی من فکر می کنم انسان یکم قوی تر از این چیزا عمل می کنه. حقیقتش اینه که من فکر می کنم هیچ وقتی نمی شه که دیگه احتیاجی به ریاضی دان ها نباشه و کامپیوتر ها بتونن کار ریاضی دان ها رو بکنن. شاید مشاهده ویدیوی ریاضیات پس از علوم کامپیوتر از مجله شفاهی خالی از لطف نباشد.

خب به سوالات برگردیم، سوالات این سری دسته بندی خاصی ندارن ولی قشنگن. یکم صفحه آرایی رو تغییر دادم و در یک صفحه دو ستونه سوالات رو نوشتم.

دریافت سوالات سری هفتم

یاحق!

۵ نظر

تنفر جدانشدنی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اثبات های خوب یا چگونگی بهتر نوشتن اثبات ها

درود

یک متنی بود که قبلن از یک جایی ترجمه کرده بودم ولی الان حتی یادم نیست که کجا بوده؟ و حتی چی بوده؟ امروز به طور اتفاقی به نسخه لاتکش بر خوردم و تصمیم گرفتم بعد از کمی ویرایش منتشرش کنم. قسمتی که ترجمه کردم، چند تا توصیه خوب برای نوشتن بهتر اثبات هاست. باشد که از این پس بهتر اثبات هایتان را بنویسید(م).

دریافت اثبات های خوب

یا حق!

۱ نظر

امید ریاضی

به نام او

مدتی بود مشغول ترجمه، نگارش جمع آوری، رسم نمودار و معادلات ریاضی و حروف چینی مقاله ای در مورد امید ریاضی بودم. حداقل برای من که تازه اول راهم، کار یکم بزرگی محسوب می شد.  بیشترین سودی که حروف چینی به کمک تک برای من داشت، بردباری و دقت برای نوشتن یک متن اصولی ریاضی بود. اما هنوز ممکن است اشکالاتی وجود داشته باشد که خواهشا آن ها را مطرح کنید. خوش بختانه امروز دیگر کارهای جزئی باقی مانده هم تمام شد و نسخه ی نهایی از مقاله را منتشر می کنم. در این بین از  علی عسگری ، اسماعیل نادری و دیگر دوستانی که پیش نویس ها را خواندند و نکاتی را گوش زد کردند سپاس گزاری می کنم.

دریافت نسخه چاپی امید ریاضی

دریافت نسخه تبلت امید ریاضی

یاحق!

۱ نظر

جاوا بازی - OneMoreLine

این ترم برای پروژه ی مبانی قرار بود یه باری رو با جاوا بزنیم. اسم بازی هم OneMoreLine بود که من تا اون موقع بازی نکرده بودم و   حتی همین الانش هم نسخه ی اصلی رو بازی نکردم. فقط سر کلاس از دور دیده بودم حدودن چیه. بازیش این طوریه که یه توپی هست که با گرفتن یک دکمه  دور نزدیکترین مرکز نسبت به خودش می چرخه و با رها کردن دکمه روی خط راست به مسیر خودش ادامه می ده. همین جوری نشستم که بزنمش بعد برای نحوه ی حرکتش چن تا حالت مختلف در آوردم. اول اون چیزی رو که نسبتن شبیه بازی های موشکی آتاری بود، زدم. همچین الکی هم نبود ها! ریاضیات دبیرستان کلی به دردم خورد. حالا هی بگید اینا به درد چی می خورن! برای چرخش از ماتریس دوران و برای این که جهت ساعت یا پاد ساعتگرد رو تشخیص بدم از ضرب خطی بردار شعاع و بردار سرعت کمک گرفتم.بعد نشستم کاری کنم که برای چرخش، این طور نباشه که توپ دور مراکز بچرخه و کل مراکز دور توپ بچرخن. این جا بود که اومدم زمانی که توپ می چرخه نزدیک ترین نقطه بهش و نه یک مرکز ثابت رو دادم. بعد  نتیجه اش عملن این می شد که اگه دکمه رو همین طوری نگه داری یه پوش  از چند تا نقطه بهت می ده. (به احتمال خوبی پوش محدب)
این بازی به ظاهر ساده ارتباط خوبی با ریاضی دبیرستانی داشت. کلی کیف کردم :)
در ادامه چند تا عکس و دو نسخه از بازی رو می گذارم. پیشاپیش می گم که کدم کثیف و ناخواناترین کد ممکنه.

۱ نظر

کارسوق بزرگ ریاضیات - دوره ی مهرگان

به نام او

مدتی می شه که سوال ننوشتم علتش هم این می شه که دارم یه کار نسبتن بزرگ آماده می کنم! باشد که رستگار شوم. الان اواخر کاره، آماده شد آپلودش می کنم. اما فعلن برای خالی نبودن عریضه دوتا از آزمون های کارسوق ریاضی رو آپلود می کنم. سوالات خوبی ان. موفق باشیم.

مرحله اول شانزدهمین دوره

مرحله دوم چهاردهمین دوره

خدا نگه دار

۲ نظر

کمدی منطق

هر وقت می خوام به منطق فکر کنم، می بینم که من به هیچ وجه به اثبات های خشن و صرف منطق علاقه ای ندارم. ولی اون چیزی که باعث شد من این ترم منطق ریاضی بردارم یا حتی کتاب کمدی منطق رو بخرم، فقط قضیه ناتمامیت گودله. چون حرفی که می زنه خیلی قشنگه و حداقل این ترم بسیار تو کلاس های آشنایی با علوم کامپیوتر بهش اشاره شد. واقعن همین ارتباط منطق و علوم کامپیوتر چه بحث های محاسبه پذیری و چه چیز های دیگه ظاهرشون خیلی جذابه. در صورتی که آدم باید کلی بخونه تا چیزی ازشون سر در بیاره. ولی خب تو این پست می خاستم چند صفحه خوب از کتاب LOGICIMIX رو بزارم. یه کتاب کمیک برای منطق ریاضی خیلی جالب می تونه باشه. هر چند اگه ترجمه ی روون تر و توضیحات تکمیلی بیشتری داشت!
در ادامه چن تا عکس از صفحه های جالب کتاب می گذارم. شاید یک سری دیگه هم گذاشتم.

۶ عکس دیگر از این کتاب را در ادامه مطلب ببینید.

اندر عجایب یک حرکت

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲ نظر

6th Problemset

به نام او
سری ششم را هم زمان با آغاز ترم تحصیلی جدید منتشر می کنم. چون موقع نوشتن سوالات این سری حوصله ی چندانی نداشتم، ممکن است خطاهای بیشتری داشته باشد؛ اگر اشکالی یا نظری در مورد این سری دارید، حتمن زیر همین پست بنویسید.

۱ نظر

عکس های من: که بمونه

بالاییه برا پوستر فیلم خوبه. یکم خشن تر بود می شد نوشت: Public Enemies

پایینی هم که خب بمونه دیگه!

۱ نظر